الشيخ البهائي العاملي
564
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
دوم : قبول ، و آن هرلفظى است كه دلالت كند بررضاى ايجاب . سوم آنكه : بالغ و عاقل باشند . چهارم آنكه : جايزالتصرّف باشند . پنجم آنكه : مدّت معيّن باشد و در آن مدّت وجود ميوه ممكن باشد [ 1 ] پس اگر مدّتى باشد كه ميوه در آن مدّت ظاهر نشود [ 2 ] باغبان در اين صورت چيزى از آن ميوه نمىبرد ، و اگر در آن مدّت ظاهر شود و كامل نشود باغبان در اين صورت شريك است . و آيا كاركردن باغبان تا وقت رسيدن ميوه لازم است بر او يا نه ؟ ميانهء مجتهدين در اين مسئله خلاف است . اقرب آن است كه واجب نيست . ششم آنكه : حصّهء عامل معيّن باشد ، چه اگر معيّن نباشد صحيح نيست . و اگر مالك با حصّه چيزى از طلا يا نقره را شرط كند مكروه است ، امّا غير طلا و نقره مكروه نيست . هفتم آنكه : در عوض عمل ميوه باشد ، پس اگر شرط كند حصّهاى از اصل را با ميوه صحيح [ 3 ] نيست . [ 4 ] هشتم آنكه : درخت را نشانده باشد ، پس اگر ننشانيده باشد ، يا قرار داده باشد كه بنشاند و در درخت شريك باشد ، صحيح نيست . [ 5 ]
--> [ 1 ] - بلكه غالب الوجود باشد . ( يزدى ) [ 2 ] اگر ظاهر نشدن از اين جهت باشد كه تعيين كند مدّتى را كه وجود ثمره در آن مدّت معلومعدم باشد يا مشكوك باشد ، پس باطل مىشود مساقات هر چند بر خلاف متعارف موجود شود در آن مدّت و اگر ظاهر نشدن از جهت امر عارضى باشد مثل سرماى هوا يا كثرت باران و نحو آن پس بايد مالك زمين باقى گذارد تا ظهور آن و اجرة المثل بگيرد . ( نخجوانى ) * بر خلاف متعارف از جهت عروض عارض مثل تغيير هوا و نحو آن ، و امّا اگر تعيين كند مدّتى را كه وجود ثمر در آن مدّت معلوم العدم يا مشكوك باشد ، پس باطل است هر چند بر خلاف متعارف موجود شود در آن مدّت . ( يزدى [ 3 ] صحّت بعيد نيست . ( يزدى ) [ 4 ] على الاحوط . ( تويسركانى ) [ 5 ] على الاحوط . ( تويسركانى )